تبلیغات
یاران آخرالزمانی - بازخوانی وصیتنامه تاریخی شهید لاجوردی
جمعه 11 شهریور 1390

بازخوانی وصیتنامه تاریخی شهید لاجوردی

   نوشته شده توسط: علی صادق زاده    نوع مطلب :سرداران شهید ،

 
بازخوانی وصیتنامه تاریخی شهید لاجوردی

 

اول شهریور هر سال؛ یادآور ترور شهید اسدالله لاجوردی دیده بان بصیر انقلاب است. به گزارش رجانیوز به همین مناسبت بازخوانی وصیتنامه تاریخی این شهید بزرگوار پس از 13 سال، همچنان جذاب و گویای بسیاری از مسایل تاریخی است:

بسم الله الرحمن الرحیم

"اشهدُ ان لا اله الا الله و اشهدُ انّ محمدً رسول الله و انّ علیاً ولی الله وصی رسول الله و الائمة حادی عشر من بعد علی ٍ علیه السلام ائمة المسلمین "

بار الها ! با تمام وجود می‌گویم : " كَم مِن ثناء ٍ جمیل ٍ لَستُ اهلاً لَهُ نَشَرتَه".

خداوندا ! عمری را - كه بهترین نعمت بوده - از دست داده‌ام ، در حالی كه می‌توانست در راه تو و خدمت به انسان‌های مظلوم و مستضعف به كار گرفته شود؛ عمری كه می‌توانست تا حدودی در جهت از بین بردن ارزش‌های منفی و ایجاد و احیای ارزش‌های الهی - انسانی مثمر ثمر افتد؛ عمری كه می‌توانست در راه تحقق هدف‌های مقدس اسلام و اعتلای كلمة التوحید و تكامل صاحبش سپری گردد ؛ عمری كه می‌توانست از كمیتش بكاهد و بر كیفیتش بیفزاید و همگام با شهدای خداجوی ، جویای راه وصول به تو باشد ؛ عمری كه با كمیت نسبتاً زیاد، كوچكترین توشه‌ای بر نگرفته.

لذا همین جاست كه تمامی امیدش را و تمامی رجایش را، به عفو تو و به اغماض تو و بزرگواری تو و رحمت و فضل تو بسته است.

خدایا ! باز هم امید و باز هم امید به فضلت ! "اللّهم اغفر لی الذنوب التی تَهتِكُ العِصَم".

خدایا ! خوب می دانی آنچه را هم اكنون به قلم می‌آورم مدت‌های مدیدی است در درونم می‌گذرد و بر سر چند راهه‌های حیرت ِ ندانم چیست؟ چه باید كرد؟ امور به كجا می‌انجامد؟ چگونه است كه با نام اسلام و در ذی‌اسلامیت شعارهای مردم فریب ِ خالی محتوا، رواج پیدا می‌كند و آنها كه مسئولیت جلوگیری از انحراف افكار را دارند ساكت می‌نشینند! و سهل است، بعضاً تایید هم می‌كنند و هزاران سؤال، كه هر كدام راهی را ایجاب و خطّی را ترسیم می‌كند، قرار گرفته‌ام. اما خوشبختانه چون مقلد امام عزیز هستم، راه سعادت برایم روشن است و از خدا می‌خواهم اگر عمری بود، توفیق عمل بدان را پیدا كنم.

خدایا! با تمام وجودم به این انقلاب عشق می‌ورزم و به همان مقدار كه دوستدار انقلابیونم، نسبت به حامیان ضدانقلاب نفرت دارم و با همه اینها، این مسئله را بخوبی دریافته‌ام كه هركس به نفع دشمنان انقلاب و به خیال واهی و بی‌اساس، رضایت ِ به اصطلاح مردم و به خیال خام و پوچ، پایگاه به اصطلاح ملّی پیدا كردن، موضعگیری كند، مصداق فرموده گرانقدر معصوم "ع" است كه : " مَن طَلَبَ رضی الناس بِسَخَطِ الله ، فَجَعَلُ الله حامده من الناس ذامّاً".

خدایا ! تو شاهدی به همان اندازه - بلكه صد چندان - كه به امام ِ قاطع و سازش ناپذیرم عشق می‌ورزم، نسبت به سازشكاران و مدافعان عملی ضد انقلاب ( اگر در لفظ و اعتقاد هم مخالف باشند) نفرت دارم. بیم آن دارم حوادث مشروطه مجدّداً تكرار شود و یا ایران اسلامی به سرنوشت الجزایر دچار شود. خداوندا ! از تو مصرانه می خواهم دست و قدم، زبان و قلم ِ همه كسانی را كه در جهت رهانیدن ضد انقلابیون و مرتدین و محاربین از چنگال عدالت، اعمال قدرت و نفوذ كرده‌اند و همه كسانی كه پذیرای این ننگ شده‌اند ( تا چند روزی به كام ِ وهم و خیال رسند) ، برای همیشه از سرنوشت این مردم شهید پرور و شاهد قطع فرمایی.

خدایا! چون عاشق نظام بوده‌ام ، از آن ترس داشتم كه افشای چهره سازشكاران ، لطمه ای ناچیز به نظام وارد آرد ، به آنها توصیه می كنم كه جدای از لفّاظی و بازارگرمی های صنفی ، به قیامت و حسابرسی های دقیق آن روز باور پیدا كنند و مواظب باشند كه از آن دسته ای نباشند كه قرآن درباره شان فرموده : " لِمَ تقولونَ ما لا تفعلون . كَبُرَ مَقْتاً عند الله انْ تقولوا ما لا تفعلون ".

وصیتم به صاحبان قدرت و نفوذ این است كه اگر حركتشان را دوست می دارند ، به جای شعارهای مردم فریب و سیاستمدارانه ، توصیه هایی را كه تلفنی و شفاهی در جهت استخلاص ضد انقلاب و مَلَأ و مترفین و حرامخواران و حرام اندوزان اعمال می دارند ، با شهامت و رشادت ، برای مردم بازگو كنند و از هر نوع توجیه و ماستمالی كردنهای حفظ سمت و استمرار موقعیت صدارت ! بپرهیزند كه خودفریبی و مردم فریبی بالاخره به پایان رسد و سر و كار با خیر الماكرین افتد و باز توصیه ام به سردمداران این است كه به خدا توكل كنند و قاطعیت و سازش ناپذیری را از امام ِ مردم بیاموزند و شعار نه شرقی و نه غربی را كه خواست و حق مردم است و علت موجده این انقلاب بوده فراموش نكنند و مبادا كه گذشت روزها و فرو افتادن ، طبیعی شود و انقلاب و مهمتر از همه سختیهای حركت و فشارهای بین المللی موجب شود تعادلی را كه شعار فوق ایجاب می كرده و بحمد الله تا حدودی ایجاد گردیده ، به هم زنند و بدانند كه قدرت مطلق از آن خداست و صرفاً تكیه بر اوست كه از هر قدرتی ، انسان را و جامعه را بی نیاز می كند و باز این كه بدانند كه اگر دچار حسابگریهای سیاسی جدای از توكل شوند و بر ذهنیتهای شكل گرفته ، رضایت خدا و مردم مسلمان را ملاك قرار ندهند ، گور خود و انقلاب را كنده و برای مردم ، گورستانی بی نام و نشان در پهنه تاریخ ایجاد كرده اند و یادشان باشد كه علت موجده ، علت مُبْقیه نیز هست و فراموش نكنند كه سیادت و موقعیتهای اجتماعی آنان ، اهدایی انقلاب اسلامی است و جدای از انقلاب ، فردی از چهل میلیون افراد دیگر قبل از انقلاب خواهند بود.

خدایا ! تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف ، خطر منافقین انقلاب را ( همانان كه التقاط ، به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر كرده و همانان كه ریاكارانه برای رسیدن به مقصودشان ، دستمال ابریشمی بسیار بزرگ - به بزرگی مجمع الاضداد - به دست گرفته اند ، هم رجایی و باهنر را می كُشند و هم به سوگشان می نشینند ، هم با منافقین خلق ، پیوند تشكیلاتی و سپس ... ! برقرار می كنند ، هم آنان را دستگیر می كنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می كنند و از افشای ماهیت كثیف آنان سخت بیمناك می شوند ، هم در مبارزه علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق كُشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقاهت روی می آورند تا مسیر فقه را عوض كنند ) ، به مسئولین گوشزد كرده ام ولی نمی دانم چرا ؟ ( گرچه نسبت به بعضی ، تا اندازه ای می دانم چرا !) ترتیب اثر نداده اند .

به مسئولین بارها گفته ام كه خطر اینان بمراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است ، چرا كه علاوه بر همه شیوه های منافقانه ی منافقین ، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و كم كم آنان را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود در آورده اند ، به گونه ای كه عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصبها و حفظ و ابقاء ها دست به تخریب می زنند و اعمال قدرت می كنند.

اینها همه پوچ است و بی اهمیت ! مهم و بسیار مهم این است كه هدف غایی از همه این تلاشها ، گسترش فكر التقاطی و انحرافی سازمان ضد خداییشان است كه جز اندیشه های مادیگرایانه و ماتریالیستی ، چیز دیگری نیست و با بهره گیری از تجربیات مثبت و منفی همپالگیهای چپ و منافقشان توانسته اند متاسفانه به نسبت بسیار زیادی ( زیادتر از توفیق منافقان خلق در سالهای 51 تا 54 ، تعداد كثیری از روحانیون را تحت تاثیر قرار دهند و با لطایف الحِیل ، بر ذهن و روان آنان اثرات دلخواهشان را بگذارند تا بدانجا كه بر اعمال جنایتكارانه آنان با دیده اغماض بنگرند و حتی در مواردی نظیر به شهادت رساندن باهنر و رجایی ، به دست روی دست مالیدنهای مسامحه كارانه و مصلحت اندیشیهای پشیمانی آورنده متوسل شوند . باز مهمتر از همه اینكه با كمال تاسف ، توانسته اند تعداد فراوانی از جوانان مسلمان را جذب كرده منحرف نمایند.

هان ای خانواده عزیزم! بهوش باشید مبادا كه فریب تایید و تكریم‌های ریاكارانه این منافقان جدا از دین را بخورید . چه بسا با ظاهری چاكرانه و دلسوزانه به سراغتان بیایند و خود را چنان حزب اللهی جا بزنند كه مسلمانها و ابوذرها را جرئت لحظه ای هم لباسی و همشكلی با آنان نباشد!

فرزندانم ! اگر گاهی بر شما سخت می‌گرفته‌ام و این در حالی بوده كه برایم امكان فراهم آوردن رفاه بیشتر بوده، از آن جهت بوده است كه اعتقادی استوار به كریمه " انّ مع العُسر یسراً" داشته‌ام و اگر می‌توانستم شما را و خانواده را بیشتر از آنچه تحمل كردید قانع كنم به طور قطع چنان می‌كردم و یقین داشتم كه در تكوین شخصیت سالم و رشد یابنده شما مؤثرتر و كارسازتر بود.

به هر صورت، پدرتان كه از همه چیز جز انقلاب و اسلام بیشتر دوستتان می‌دارد، خیر و صلاح شما را در رفاه نمی‌دانسته و نمی‌داند و امید دارد در زندگی، رفاه جویی و عافیت طلبی را آگاهانه به دور اندازید و با عزمی آهنین در كام مشكلات روید و توقع نداشته باشید دیگران برای حل مشكلاتتان اقدامی ولو ناچیز كنند. به جای چنین انتظاری در حل مشكلات مردم كوشا باشید و از سختی‌ها نهراسید و به گونه‌ای عمل كنید كه هر مصیبتی و هر مشكلی هر قدر عظیم ، در پیش اراده و عزم شما سر تسلیم فرود آورد و به جای اینكه بر شما چیره شود و شما را دست و پا بسته بر زمین افكند، بر امواج بظاهر سهمگینش سوار شوید و مهارش را به دست گیرید و بدانسو هدایتش كنید كه می‌خواهید و اجازه ندهید كه بر شما مسلط شود و تعادل شما را برباید.

خانواده عزیز و مهربانم! درست است آنگونه كه شایسته مقام والای انسانی شما بود، به خدمتتان كمر نبستم و در این راه، تقصیر‌ها و قصورهای فراوان داشتم، اما درست‌تر آن است كه بر من ببخشایید و اجازه ندهید كه در پیشگاه خداوند در روز تُبْلَی السّرائر و در انظار خلایق ، شرمنده و سر افكنده پیش رویتان قرار گیرم.

والسلام علیكم و رحمت الله و بركات


Vilma
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 06:07 قبل از ظهر
Glad to be one of the visitants on this awesome internet site :D.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 09:11 قبل از ظهر
Good post. I learn something totally new and challenging on sites I stumbleupon every day.

It's always interesting to read articles from other writers and use a little something from other
web sites.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر