تبلیغات
یاران آخرالزمانی - بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌
یکشنبه 20 شهریور 1390

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌

   نوشته شده توسط: علی صادق زاده    نوع مطلب :ولایت فقیه ،

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌


خیلى خوش آمدید آقایان محترم، برادران عزیز. این دیدارِ شش ماه یك بار، علاوه بر جنبه‌هاى قانونى و موقعیتى، براى ما این حسن را هم دارد كه دوستان و رفقا و اعزّه و برادران خوبمان را از نزدیك زیارت میكنیم؛ كه این هم براى من مغتنم است.

خوشبختانه این اجلاس شما در دنباله‌ى فضاى معنوى ماه رمضان اتفاق افتاد، كه خود این حتماً بر فضاى این جلسه حاكم بوده؛ و آنطورى كه از گزارشها برمى‌آمد و بنده هم قبلاً تا حدودى در جریان قرار گرفتم، نكاتى كه آقایان تذكر دادند، نكات خوب و مهمى بود؛ كه اینها همه نشانه‌ى رحمت الهى است و باید خدا را شكر كرد.

ماه رمضانِ امسال با یك نگاه اجمالى كه انسان نگاه میكند، باز هم بهتر و شیرین‌تر و باصفاتر از ماه رمضانهاى گذشته بود؛ و ما این را بحمداللَّه هر سال احساس میكنیم. جلسات تلاوت قرآن، كه گاهى در یك روز شاید هزار نفر یا بیشتر مى‌نشینند و تلاوتها را استماع میكنند، این نه در یك شهر، نه در دو شهر، در بسیارى از شهرهاى كشور تكرار میشود. واقعاً انسان نمیداند چطور خدا را شكر كند كه كشورِ دورافتاده‌ى از قرآن و تلاوت قرآن و انس با قرآن در دوران طاغوت، امروز اینجور آمیخته باشد با آیات كریمه‌ى الهى. انسان مى‌بیند جوانهائى را، نوجوانهائى را كه آنجا نشسته‌اند و یك ساعت تلاوت میكنند؛ چه تلاوت شیوائى؛ صحیح، دقیق، متوجه به معنا، و مردم هم گوش میكنند. اگر در سطح كشور انسان ملاحظه كند، میتوان گفت این انس با قرآن و تلاوت قرآن در ماه مبارك رمضان، اعداد میلیونى دارد.

 همین طور، جلسات دعا. شما تصور بفرمائید كه در شبهاى ماه رمضان و سحرهاى ماه رمضان، یك جمعیت میلیونى دارند دعاى ابوحمزه میخوانند؛ چه آنهائى كه در جلسات حضور دارند، چه آنهائى كه از طریق تلویزیون و رادیو این دعا را میشنوند و داخل منزل حال میكنند، صفا میكنند، اشك میریزند؛ اینها چیزهاى كمى نیست؛ اینها نشانه‌هاى لطف الهى است.

همین طور، جلسات دعا. شما تصور بفرمائید كه در شبهاى ماه رمضان و سحرهاى ماه رمضان، یك جمعیت میلیونى دارند دعاى ابوحمزه میخوانند؛ چه آنهائى كه در جلسات حضور دارند، چه آنهائى كه از طریق تلویزیون و رادیو این دعا را میشنوند و داخل منزل حال میكنند، صفا میكنند، اشك میریزند؛ اینها چیزهاى كمى نیست؛ اینها نشانه‌هاى لطف الهى است.

 بعد نوبت میرسد به حضور سیاسى مردم در روز قدس. باز انسان دست قدرت الهى را مشاهده میكند كه اینطور دلهاى مردم را جذب میكند و مى‌آورد توى آن هواى گرم، با دهان روزه، وسط خیابانها؛ وفادارى خودشان را به انقلاب، به آرمانهاى انقلاب نشان میدهند، فریاد میكنند؛ پیرمرد مى‌آید، بچه‌ى كوچك مى‌آید، زنها مى‌آیند، مردها مى‌آیند.

 بعد نوبت میرسد به روز عید فطر و نمازهاى عید. این تضرع و دعائى كه در روز عید فطر در سرتاسر كشور خوانده میشود، مردم جمع میشوند، دعا میخوانند، تضرع میكنند، از خداى متعال عالى‌ترین خواسته‌ها را درخواست میكنند، با حالت توجه، با حالت تضرع، ما كِى این چیزها را داشتیم؟ كِى در طول تاریخ - تاریخ قرنها، نه تاریخ سالها - كشور ما اینجور مشحون به آیات الهى و كلمات تضرع‌آمیز در مقابل پروردگار و دعا و توجه و ذكر بوده؟ كِى این همه مردم در این وادى وارد میشدند؟ براى كى مى‌آیند؟ به كى میخواهند خودشان را نشان بدهند؟ جز اخلاص، جز ایمان، جز علاقه و عقیده‌ى به مبانى اسلامى، هیچ عامل و انگیزه‌ى دیگرى در اینجا قابل تصور نیست. خب، اینها همه‌اش موجبات رحمت الهى است؛ «اللّهمّ انّى اسئلك موجبات رحمتك».(1) اینها همان چیزهائى است كه باران فیض الهى را بر سر ما میبارد.

 البته ما اشتباه میكنیم؛ گاهى نمیفهمیم این تفضل الهى را، نمى‌بینیم دست عطوفت الهى را در قضایاى مختلف كه بر سر ما گذاشته میشود. گاهى هم از این جهت اشتباه میكنیم كه خیال میكنیم مائیم كه داریم این كارها را میكنیم، در حالى كه ما نیستیم؛ «لو انفقت ما فى الارض جمیعا ما الّفت بین قلوبهم و لیكنّ اللَّه الّف بینهم».(2) «قلب المؤمن بین اصبعى الرّحمن». كى این مؤمنین را میكِشد مى‌آورد توى این میدانها، اینجور اینها را متوجه به خدا میكند؟ جز دست الهى، جز قدرت الهى، چیز دیگرى نیست. اینهاست كه ما را امیدوار میكند.

 من نمیخواهم فقط شرح ماوقع را عرض كنم - كه خب، این ماوقع را همه داریم مى‌بینیم - من میخواهم این استنتاج را بكنم: «هو الّذى ایّدك بنصره و بالمؤمنین»؛(3) خداى متعال تأیید خودش را در كنار نصرت به وسیله‌ى مؤمنین میگذارد، كه على‌الظاهر مراد در اینجا نصرتهاى معنوى است؛ مثل همان «انّى ممدّكم بألف من الملائكة مردفین»(4) و امثال اینها. «هو الّذى ایّدك بنصره و بالمؤمنین»؛ مؤمنین هستند كه موجب نصرت میشوند؛ مؤمنین هستند كه نظام را پابرجا نگه میدارند؛ مؤمنین هستند كه در میدانهاى مختلف، جاده را صاف میكنند تا نظام اسلامى بتواند كارهاى بزرگى را انجام دهد. ما اینها را «انّما اوتیته على علم عندى»(5) نباید تصور كنیم؛ خیال نكنیم ما هستیم داریم میكنیم؛ اینها را خدا دارد میكند. این نكته‌ى اول؛ كه به نظر من مردم ما به توفیق الهى، به لطف پروردگار، مردم خوبى هستند؛ خوبى‌شان هم به وفادارى آنها به ایمان است، به رسوخ ایمان در دلهاست.

 شما ببینید امروز وسائلى كه براى اغواى دل جوانها هست، چقدر است؛ قابل مقایسه‌ى با گذشته نیست. این ماهواره‌ها، این اینترنت‌ها، این انواع و اقسام وسائل ارتباطات، اینها دلها را اغوا میكند، جذب میكند، از راه به در میبرد، انگیزه‌هاى معنوى را در انسان سست میكند، شهوات را در انسان بیدار میكند. با وجود همه‌ى اینها، این مجالسى كه اشاره شد و شما دیدید، اكثرشان همین جوانهایند. بعضى اوقات شاید ظواهرشان هم نشان نمیدهد كه اینها دل در گرو محبت الهى دارند، اما دارند؛ مى‌آیند، با خدا حرف میزنند، اشك میریزند. اشك آنها مایه‌ى غبطه‌ى انسان است. انسان نگاه میكند، مى‌بیند این جوان آنجا نشسته، همین‌طور اشك بر روى چهره‌ى او جارى است. انسان به حال اینها غبطه میخورد. اینها دلهاشان پاك است، اینها صافند، نزدیك به خدایند؛ همین، مایه‌ى نصرت است؛ «هوالّذى ایّدك بنصره و بالمؤمنین».

 مطلبى كه من امروز میخواهم عرض بكنم - كه ان‌شاءاللَّه سعى كنم كوتاه عرض بشود - این است كه فقه سیاسى در شیعه، سابقه‌اش از اولِ تدوین فقه است. یعنى حتّى قبل از آنكه فقه استدلالى در قرن سوم و چهارم تدوین بشود - در عهد روایات - فقه سیاسى در مجموعه‌ى فقه شیعه حضور روشن و واضحى دارد؛ كه نمونه‌اش را شما در روایات مى‌بینید. همین روایت «تحف‌العقول» كه انواع معاملات را چهار قسم میكند، یك قسمش سیاسات است - امّاالسّیاسات - كه خب، در آنجا مطالبى را بیان میكند. در این روایت و روایات فراوان دیگر، شاخصها ذكر میشود. این روایت معروف صفوان جمّال: «كلّ شى‌ء منك حسن جمیل الّا اكرائك الجمال من هذا الرّجل» و دیگر روایاتى كه فراوان است، از این قبیل است. بعد كه نوبت به عصر تدوین فقه استدلالى میرسد - دوران شیخ مفید و بعد از ایشان - باز انسان مشاهده میكند كه فقه سیاسى در آنجا وجود دارد؛ در ابواب مختلف، آن چیزهائى كه مربوط به احكام سیاست و اداره‌ى جامعه است، در اینها هست.

 بنابراین سابقه‌ى فقه سیاسى در شیعه، سابقه‌ى عریقى است؛ لیكن یك چیز جدید است و آن، نظام‌سازى بر اساس این فقه است؛ كه این را امام بزرگوار ما انجام داد. قبل از ایشان كس دیگرى از این ملتقطات فقهى در ابواب مختلف، یك نظام به وجود نیاورده بود. اولْ كسى كه در مقام نظر و در مقام عمل - توأماً - یك نظام ایجاد كرد، امام بزرگوار ما بود؛ كه مردم‌سالارى دینى را مطرح كرد، مسئله‌ى ولایت فقیه را مطرح كرد. بر اساس این مبنا، نظام اسلامى بر سر پا شد. این، اولین تجربه هم هست. چنین تجربه‌اى را ما در تاریخ نداریم؛ نه در دوران صفویه داریم، نه در دوره‌هاى دیگر. اگرچه در دوران صفویه كسانى مثل «محقق كركى»ها وارد میدان بودند، اما از این نظام اسلامى و نظام فقهى در آنجا خبرى نیست؛ حداكثر این است كه قضاوت به عهده‌ى یك ملائى، آن هم در حد محقق كركىِ با آن عظمت بوده است؛ ایشان میشود رئیس قضات، تا مثلاً قضات را معین كند؛ بیش از اینها نیست؛ نظام حكومت و نظام سیاسى جامعه بر مبناى فقه نیست. ایجاد نظام، كارى است كه امام بزرگوار ما انجام داد. همان طورى كه جناب آقاى مهدوى در نطقشان اشاره كردند - كه من اجمالاً اطلاع پیدا كردم - امام مسئله‌ى ولایت فقیه را در نجف استدلالى كردند و بحث كردند؛ بعد هم در مقام عمل، این را پیاده كردند و آوردند، شد یك نظام اسلامى. خب، اینجا دو تا مطلب وجود دارد كه ما باید به این دو مطلب توجه كنیم.

 یك مطلب این است كه یك چالش بزرگى همواره بر سر راه حفظ هویت این نظام وجود داشته است؛ الان هم وجود دارد، بعد از این هم خواهد بود. آن چالش عبارت است از چالش بین وفادارى و حفظ خطوط اصلى - یعنى اصول و مبانى نظام - از یك طرف، و دستاوردهاى پیشرفت مادى و معنوى براى نظام از طرف دیگر. این فكر گاهى اوقات پیش مى‌آید؛ البته دلیل هم دارد كه این فكر پیش مى‌آید؛ چون آن هدفهاى مترتب بر آن مبانى، اینجور نیست كه هدفهاى زودرسى باشد، كه حالا در ظرف ده سال و بیست سال حتماً این هدفها تأمین شود؛ گاهى اوقات باید نسلها بگذرد تا این اهدافى كه بر مبناى آن اصول ترسیم شده است، تحقق پیدا كند. وقتى كه این اهداف در میان‌مدت یا در كوتاه‌مدت تحقق پیدا نكرد، این وسوسه به سراغ نخبگان و زبدگان و مسئولان مى‌آید كه نكند پایبندى ما به این اصول است كه مانع میشود ما به این اهداف دست پیدا كنیم. این یك چالش بسیار مهمى است.

 من مدتها قبل در یك صحبتى اشاره كردم كه یكى از مظاهر عظمت امام بزرگوار عبارت بود از صبر در این قضیه. البته دوران ایشان، دوران كوتاهى بود - ده سال بیشتر طول نكشید - اما در همین دوران، ایشان پایه‌ها را محكم چید. یكى از كارهاى امام این بود كه به خاطر مشكلاتى كه احیاناً پیش مى‌آمد - چه در زمینه‌ى مسائل داخلى، چه در زمینه‌ى چالشهاى بین‌المللى - ایشان از مبانى و اصول كوتاه نیامد؛ یعنى صبر كرد. من تعبیر كردم به صبر امام. صبر ایشان به این معنا بود كه تحمل كرد. در برابر فشارهائى كه مى‌آمد، كه آقا اگر چنانچه این حكم را نكنید، اگر قضیه‌ى سلمان رشدى را مطرح نكنید، اگر چه نشود، اگر چه نشود، ممكن است ما به این موفقیتها دست پیدا كنیم، ایشان تسلیم نشد؛ ایشان پافشارى كرد. این چالش تا امروز هم وجود دارد.

 خب، عده‌اى ممكن است به این فكر بیفتند كه پایبندى ما به اصول موجب شده است كه ما به این اهداف دست پیدا نكنیم؛ ناكامى‌هائى در سطح اداره‌ى داخلى یا در سطح مسائل بین‌المللى، ما را دچار مشكل كند. این چالش مهمى است؛ با این چالش باید هوشیارانه برخورد كرد. نه، درست، عبارت است از اینكه ما هر دو هدف را به موازات یكدیگر دنبال كنیم و بدانیم كه این دو هدف با یكدیگر سازگار است؛ یعنى حفظ اصول و مبانى نظام و در واقع حفظ هویت نظام از یك طرف، و از طرف دیگر، دست یافتن به آن اهدافى كه نظام تعریف كرده است؛ چه اهداف مادى و پیشرفتهاى مادى و علمى و معیشتى و تمدنى و امثال اینها، و چه اهداف معنوى مثل استقرار عدالت و از این قبیل چیزها. باید بدانیم اینها سازگار است. و ما نمیتوانیم به آن اهداف برسیم، مگر اینكه به این اصول پابند باشیم. یعنى به خاطر اینكه مشكلاتى در رسیدن به آن هدفها پیش مى‌آید، از اصول دست برنداریم، حالت قناعتِ حداقلى پیدا نكنیم؛ و بدانیم كه اگر ما از اصول دست برداشتیم، حتّى هویت نظام كه از بین خواهد رفت، به آن هدفها هم نمیرسیم. ما در همین انقلابهاى گوناگون، نظائرش را دیدیم. البته اصول آنها، اصول باطلى بود؛ اما تنازلهاى آنها به هیچ وجه به آنها كمك نكرد.

 اینكه ما بیائیم مسئله‌ى عقلانیت را مطرح كنیم و بگوئیم «بر سر عقل آمدن انقلاب»، این ما را به نتیجه نمیرساند. من یادم هست آن سالهاى اول انقلاب، از جمله‌ى حرفهائى كه زده میشد، این بود كه بایستى ما انقلاب را سر عقل بیاوریم! یعنى عقلانیت را به عنوان یك وسیله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانى و پایه‌هاى اصلى صرف نظر كنند؛ این نباید انجام بگیرد. «و ان تطع اكثر من فى الارض یضلّوك عن سبیل‌اللَّه ان یتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا یخرصون».(6) نبایستى اصول را پامال كرد. البته این كار مهمى است؛ پیچیدگى‌هائى دارد، سختى‌هائى دارد و گاهى در موارد گوناگون، براى نخبگان و زبدگان تردیدهائى پیش مى‌آید. به عنوان یك اصل قطعىِ موضوعى، باید این را مسلّم گرفت كه پایبندى به اصول و حفظ خطوط اصلى نظام اسلامى، اصل است.

 بر اساس این، باید دنبال پیشرفتها گشت. ما امتحان كردیم، دیدیم كه میشود اصول را حفظ كرد، به پیشرفتها هم رسید. امروز كشور ما از لحاظ پیشرفت علمى، از لحاظ پیشرفت فناورى، از لحاظ آگاهى‌ها و پختگى‌هاى سیاسى، از لحاظ پیدا كردن راه و رسم‌هاى گوناگون در نهادهاى مختلف - نهادهاى اقتصادى و غیره - با اوائل انقلاب قابل مقایسه نیست؛ ما خیلى جلو رفتیم، خیلى پیشرفته‌تریم؛ در عین حال اصول را هم حفظ كردیم. اگر جائى از اصول كوتاه گذاشته باشیم، باید از آن توبه كنیم. از اصول نبایستى كم گذاشت. همچنین باید بدانیم نصرت الهى هم بسته‌ى به همین است كه ما این مبانى و اصول را حفظ كنیم. این یك نكته.

 نكته‌ى دومى كه در این زمینه عرض میكنیم، این است كه نظام‌سازى - كه گفتیم امام بزرگوار ما بر اساس مبانى فقهى، نظام‌سازى كرد - یك امر دفعى و یكباره نیست؛ معنایش این نیست كه ما یك نظامى را بر اساس فقه كشف كردیم و استدلال كردیم و این را گذاشتیم وسط، و این تمام شد؛ نه، اینجورى نیست. نظام‌سازى یك امر جارى است؛ روزبه‌روز بایستى تكمیل شود، تتمیم شود. ممكن است یك جائى اشتباه كرده باشیم اما مهم این است كه ما بر اساس این اشتباه، خودمان را تصحیح كنیم، خودمان را اصلاح كنیم؛ این جزو متمم نظام‌سازى است. نه اینكه گذشته را خراب كنیم. اینكه ما میگوئیم نظام‌سازى جریان دارد، معنایش این نیست كه هرچه را ساختیم و بنا كردیم، خراب كنیم؛ قانون اساسى‌مان را خراب كنیم، نظام حكومتى و دولتى‌مان را ضایع كنیم؛ نه، آنچه را كه ساختیم، حفظ كنیم، نواقصش را برطرف كنیم، آن را تكمیل كنیم. این كار، یك كار لازمى است.

 من تصورم این است كه بُعد مهمى از قید اطلاق كه امام منضم كردند به ولایت فقیه - كه در قانون اساسىِ اول قید «مطلقه» نبود؛ این را امام اضافه كردند - ناظر به همین است؛ یعنى انعطاف‌پذیرى. دستگاه ولایت - كه دستگاه عظیم ولایت، یعنى در واقع مجموعه‌ى آن دستگاه‌هاى تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر كه در رأسش رهبرى قرار دارد؛ اما مجموعه، یك مجموعه است - باید بتواند به طور دائم خودش را پیش ببرد، متحول كند؛ چون تحول جزو سنتهاى زندگى انسان و تاریخ بشرى است. ما اگر چنانچه خودمان تحول ایجاد نكنیم و پیش نرویم، تحول بر ما تحمیل خواهد شد. تحول یعنى تكمیل، پیش رفتن به سمت آنچه كه درست‌تر است، آنچه كه كاملتر است. یعنى آنچه را كه ساختیم، ببینیم نقصهایش كجاست، آن را برطرف كنیم؛ ببینیم كجا كم داریم، آن را اضافه كنیم. این جریان بایستى ادامه پیدا كند.

 البته دشمنان، «ولایت مطلقه» را به معناى «استبداد» گرفته‌اند؛ یعنى میل فقیه عادل به صورت دلبخواه. این معنا در دلِ خودش یك تناقض دارد: اگر عادل است، نمیتواند مستبد باشد؛ اگر مستبد است و بر اساس دلخواه عمل میكند، پس عادل نیست. دشمنان، این را ملتفت نمیشوند و این معنا را نمیفهمند. این نیست مسئله‌ى «ولایت مطلقه» كه فقیه هر كار دلش خواست، بكند؛ یك وقت یك چیزى به نظرش رسید كه باید این كار انجام بگیرد، فوراً انجام دهد؛ قضیه این نیست. قضیه این است كه یك حالت انعطافى در دست كلیددار اصلى نظام وجود دارد كه میتواند در آنجائى كه لازم است، مسیر را تصحیح و اصلاح كند، بنا را ترمیم كند.

 البته در اینجا هم خطرى كه وجود دارد - كه باید از این خطر برحذر بود - این است كه ما تصور كنیم این انعطاف بایستى تحت تأثیر فشارهاى بیرونى و تغییرِ در جهت انعطاف به قالبهاى غربى باشد. سر قضیه‌ى قصاص به ما اعتراض میكنند و فشار مى‌آورند، سر قضیه‌ى دیه به ما فشار مى‌آورند، سر قضایاى گوناگون در مسائل مختلف به ما فشار مى‌آورند؛ لذا ما تسلیم شویم؛ انعطاف به این معنا باشد. نه، این انحراف است؛ این انعطاف نیست. باید توجه كنیم، همان آیه‌ى شریفه‌ى «و ان تطع اكثر من فى الارض» اینجا هم جارى است. نباید به خاطر اینكه رادیوهاى بیگانه و تبلیغات خصمانه و اتاقهاى فكر دشمن و كمربسته‌ى علیه نظام اسلامى، راجع به فلان حكم، راجع به فلان مبنا اعتراض میكنند، فریاد میكشند، ما بیائیم بگوئیم حالا تجدید نظر كنیم براى اینكه با دنیا هماهنگ شویم؛ نه، این خطاست، این انحراف است؛ به این انحراف نباید دچار شد.

 در عین حال مسائل جدیدى وجود دارد. در زمینه‌ى اقتصاد، مسائل تازه‌اى وجود دارد. مثلاً ما بانكدارى اسلامى را به وجود آورده‌ایم. امروز مسائل تازه‌اى در زمینه‌ى پول و بانكدارى وجود دارد؛ اینها را بایستى حل كرد؛ باید اینها را در بانكدارى اسلامى - بانكدارى بدون ربا - دید. كى باید اینها را انجام بدهد؟ فقه متكفل این چیزهاست. البته من همین‌جا عرض بكنم كه نیاز ما به كرسى‌هاى بحث آزاد فقهى در حوزه‌ى قم - كه مهمترین حوزه‌هاست - برآورده نشده است. من این را الان اینجا عرض میكنم - آقایانى هم از قم اینجا تشریف دارید - این نیاز برآورده نشده. در قم باید درسهاى خارجِ استدلالىِ قوى‌اى مخصوص فقه حكومتى وجود داشته باشد تا مسائل جدید حكومتى و چالشهائى را كه بر سر راه حكومت قرار میگیرد و مسائل نو به نو را كه هى براى ما دارد پیش مى‌آید، از لحاظ فقهى مشخص كنند، روشن كنند، بحث كنند، بحثهاى متین فقهى انجام بگیرد؛ بعد این بحثها مى‌آید دست روشنفكران و نخبگان گوناگون دانشگاهى و غیر دانشگاهى، اینها را به فرآورده‌هائى تبدیل میكنند كه براى افكار عموم، براى افكار دانشجویان، براى افكار ملتهاى دیگر قابل استفاده است. این كار بایستى انجام بگیرد، ما این را لازم داریم. محصول این كاوشهاى عالمانه میتواند در معرض استفاده‌ى ملتها و نخبگان دیگر كشورها هم قرار بگیرد.

 الان شما ملاحظه كنید؛ تقریباً در مدت هشت ماه، در یكى از آرامترین و ساكت‌ترین نقاط عالم - یعنى شمال آفریقا و حول و حوش شمال آفریقا و جزیرةالعرب - چهار تا نظام سرنگون شده؛ یعنى چهار تا دیكتاتورِ چسبیده به صندلىِ متكى به غرب و متكى به آمریكا، زیر و رو شدند: مصر، تونس، لیبى و یمن. خب، این خیلى حادثه‌ى مهمى است. من عرض كرده‌ام، باز هم عرض میكنم؛ ما واقعاً نمیتوانیم الان ابعاد عظمت این حادثه را درست ترسیم كنیم. خیلى كار بزرگى انجام گرفته است. خب، اینجا ملتها در معرض حوادثى هستند. یكى از این حوادث - كه ان‌شاءاللَّه این پیش بیاید - این است كه نخبگان دینى ملتها بتوانند زمام امور این ملتها را در دست بگیرند و راه درست را كه برخاسته‌ى از اسلام و برخاسته‌ى از شریعت و برخاسته‌ى از نیازهاى بومى و اقلیمى باشد، براى مردم ترسیم كنند؛ این بهترین راه است. اما چقدر احتمال دارد كه این راه پیش بیاید؟ انسان دلش میلرزد.

 یك احتمال دیگر این است كه همان كسانى كه عواملشان از در بیرون رفته‌اند، دوباره از پنجره وارد شوند؛ همان كسانى كه در مقابل اسلام، در مقابل حركت ضد صهیونیستى ملت مصر، سى سال از یك دیكتاتورى حمایت كردند، باز زمینه‌ساز یك دیكتاتورى دیگرى بشوند. خب، اول كه دیكتاتور نمیگوید من دیكتاتورم؛ یك شكلى به آن میدهند؛ دستگاه‌هاى تبلیغاتى هم دارند، پول هم دارند، امكانات هم دارند، مزدور و آدم هم حتماً دارند. بنابراین یك بیم این است كه اینها باز بیایند یك نظامهائى را خودشان درست كنند، یا یك نظامهاى الگوگرفته‌ى كامل از غرب روى كار بیایند. این خطر بسیار بزرگى است براى همین كشورها، كه به اسم دموكراسى و به اسم آزادى و این حرفها بیایند نظامهاى غربى را در اینجا حاكم كنند. و انواع و اقسام خطرهائى كه در اینجا وجود دارد.

 آن چیزى كه اینجا میتواند به این كشورها كمك كند، تفكر مردم‌سالارى دینى است. مردم‌سالارى دینى كه ابتكار امام بزرگوار ماست، میتواند نسخه‌اى براى همه‌ى این كشورها باشد؛ هم مردم‌سالارى است، هم از متن دین برخاسته است.

 البته ممكن است فقهاى اهل سنت - چه فقهاى شافعى در مصر، چه مالكى‌ها در بعضى دیگر از كشورهاى آن منطقه، چه حنفى‌ها در بعضى از كشورهاى دیگر - معتقد به ولایت فقیه نباشند؛ خیلى خوب، ما نمیخواهیم حتماً مبناى فقهى خودمان را به آنها عرضه كنیم یا اصرار بورزیم؛ اما مردم‌سالارى دینى ممكن است شكلهاى گوناگونى پیدا كند. باید این مبناى مردم‌سالارى دینى را ما براى اینها تبیین كنیم، تفهیم كنیم؛ مثل هدیه‌اى در اختیارشان بگذاریم. مطمئناً این مردم، مردم‌سالارى دینى را خواهند پسندید. این كارى است كه بر عهده‌ى ماست و بایستى انجام بگیرد تا دشمنان این ملتها از خلأیى كه به وجود آمده، استفاده نكنند. این خلأ را باید به وسیله‌ى اسلام پر كنند.

امیدواریم خداوند متعال به ما توفیق بدهد، بتوانیم اولاً وظائفمان را بشناسیم، ثانیاً ان‌شاءاللَّه به بهترین وجهى عمل كنیم.

والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

1) مفاتیح الجنان، تعقیب نماز ظهر
2) انفال: 63
3) انفال: 62
4) انفال: 9
5) قصص: 78
6) انعام:


foot pain diagnosis
سه شنبه 6 تیر 1396 09:55 قبل از ظهر
As the admin of this web site is working, no uncertainty very
quickly it will be renowned, due to its quality contents.
foot pain after surgery
یکشنبه 4 تیر 1396 03:50 قبل از ظهر
Glad to be one of the visitants on this amazing web site :D.
jeanettebocchini.soup.io
چهارشنبه 3 خرداد 1396 09:45 قبل از ظهر
I will right away grab your rss as I can't in finding your
e-mail subscription hyperlink or e-newsletter service.
Do you've any? Kindly let me realize in order that I may subscribe.
Thanks.
Isiah
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:25 قبل از ظهر
I was suggested this web site by my cousin. I'm not sure whether this
post is written by him as nobody else know such detailed about my trouble.
You're amazing! Thanks!
Vanita
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 05:12 قبل از ظهر
Hello, Neat post. There is an issue along with your site in web explorer,
may test this? IE still is the market chief and a good element of folks will miss your excellent writing
due to this problem.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:40 بعد از ظهر
If some one wants expert view regarding blogging and site-building then i suggest him/her to pay a quick visit this website, Keep up
the pleasant work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر